مؤلف مجهول
3
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
ايشان برستند و گروهى گويند كه ايشان نيز كپى گشتند . ابن عباس رحمة اللّه عليه گويد : كاشكى « 1 » بدانمى كه با آن سوم گروه چه كردند . وز علما كسى گفته است - يا لها من آكلة « 2 » ما أوخمها - اى چه ناگوارنده خورشى بوده است . اينست قصه ، و اينست كه خداوند تعالى گفت : فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ اى صيّرناهم جميعا ذليلين مبعّدين عن رحمة اللّه تعالى كپيان گردانيديم ايشان را ذليل و نژند و خوار ، و دور از رحمت ما فَجَعَلْناها نَكالًا لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها . فَجَعَلْناها : تلك المسخة و قيل تلك القرية گفت آن فعل كه با ايشان كرديم و آن شارستان را و اهل آن شارستان را نَكالًا لِما بَيْنَ يَدَيْها عبرة و عقوبة آن را نمونهاى گردانيديم ايشان را و شارستان ايشان را . و معنى نكال عقوبتى بود بازدارنده . معنى آن باشد كه چون به گناهى كسى را عقوبتى رسانند هركه آن ببيند يا بشنود ، باز باشد از ان فعل ، كه آنچنان عقوبت واجب آيد . لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها من القرى آن شارستانهايى كه در پيش آن بود و آن شارستانهايى كه در پس آن شهر بود بدين مسخكردن ايشان عبرتى بود مرين همه را . و گروهى گويند آن مسخ عقوبت آن گناهان بود كه ايشان كرده [ 2 ] بودند پيش از گرفتن ماهى و پس از گرفتن ماهى وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ ( 62 ) زجرا و
--> ( 1 ) . اصل : كاسكى . ( 2 ) . ظ : أكلة .